مرتضى راوندى
58
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
طرد نفوذ سياسى اعراب ، سعى و تلاش كردند ؛ شعوبيّه به تازيان مغرور ، كه از بركت اسلام نام و نشانى كسب كرده و خود را قومى برگزيده و ديگران را غلامان و « موالى » مىشمردند ، به ديده تحقير و انتقاد مىنگريستند و به عربهاى تازه به دوران رسيده ، مىگفتند : اسلام ، دين صلح و سلم « 1 » و مساوات و برادرى است ، چه در سورهء حجرات ، آيه 13 ، با صراحت تمام ، به بشريت مىگويد : يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ، مفاد اين آيه اين است كه : خداوند ، بشر را از زن و مرد خلق كرد و آنان را به قبايل و اقوام مختلف تقسيم نمود ، تا با يكديگر آشنايى و همكارى داشته باشند ، محترمترين افراد در پيشگاه خدا پرهيزكارترين آنهاست . به گفتهء ابن هشام ، پيغمبر در حجة الوداع بار ديگر از برابرى افراد بشر سخن گفت : « ليس لعربى على عجمى و لا لعجمى على عربى فضل الّا بالتّقوى ، الاهل بلغت ، اللهم فاشهد ، الا فليبع الشاهد منكم الغائب » يعنى : عربى بر غير عرب ، و غير عربى بر عرب رجحان ندارد آيا پيام مرا شنيديد ، خدايا گواه باش ، شما كه در اينجا هستيد به غايبان سخن مرا ابلاغ كنيد . همچنين در سوره نساء آيه « 135 » به رعايت اصول قسط و عدالت تاكيد شده است : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ ، شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ ، أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا ، أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، عدالت را معيار قرار دهيد ، و اگر اجراى عدالت به زيان خود يا پدران و يا قوم و خويشان خودتان باشد ، خدا را شاهد بگيريد ، اگر آنان توانگر يا درويش باشند ، خدا « و حقيقت » بر آنان اولىتر است . به اين ترتيب شعوبيه و كليهء استقلالطلبان و آزاديخواهان ايران با استناد به آيات قرآن و سنت حضرت رسول ( ص ) و صحابه و ياران او ، نفرت خود را از بنى اميه و بنى عباس ، و غرور و خودخواهى آنان نشان دادند ، تا آنجا كه متوكلى در قصيدهيى كه يعقوب بن ليث ، براى معتمد خليفه عباسى فرستاد ، به گذشته افتخارآميز ايرانيان اشاره كرده و به اعرابى كه خود را برگزيدهء امم جهان مىشمردند گفت : به سرزمين ديرين خود برگرديد و به خوردن سوسمار و شترچرانى بپردازيد . اينك بيت اول و آخر اين قصيدهء تاريخى را نقل مىكنيم :
--> ( 1 ) . آشتى ، سازش